ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

18

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

اقدامهاى مشترك اين مثلث عمر بود ، « بزرگترين سياستمدار بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در مواردى حتى بزرگتر از پيشواى خود » . « 1 » عمر شعور عملى و سياسى لازم را داشت كه رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله را پيش‌بينى كند و قول و قرارهاى لازم براى حل مسأله جانشينى را با پشتكار و به بهترين وجهى تدارك بيند و بدين طريق امّت اسلامى را از بلا و مصيبت نجات دهد . « 2 » از اين رو پايه‌گذار اصلى خلافت عمر بود كه او صرفا ابو بكر را به خاطر شناختى كه از صلاح و مقام والايش در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشت براى انتخاب در مقام خليفه اول جلو انداخت . در نتيجهء عكس العمل محقّقان متأخر در مقابل نظريه توطئهء « مثلث قدرت » ، نظريه پيشين كايتانى كه اگر محمد صلّى اللّه عليه و آله انتخاب مىكرد به احتمال زياد ابو بكر را براى جانشينى خود ترجيح مىداد و اين كه در هر صورت ابو بكر به علت قدر و اعتبارش در اسلام انتخاب طبيعى مسلمانان بود ، عقيده رايج در بين وقايع‌نگاران غير مسلمان تاريخ اسلام شد . وات در كتاب مورد قبولى كه در شرح حال محمد صلّى اللّه عليه و آله نوشته است موضوع را با اين عبارت بيان مىكند : « مسلما پيش از آنكه محمد صلّى اللّه عليه و آله مكه را به عزم مدينه ترك كند ابو بكر موقعيّت قائم مقامى و مشاورت خود را نسبت به آن حضرت تثبيت كرده بود ؛ و اين مقام را تا زمان رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله حفظ كرد ، از اين رو انتخاب او به خلافت روشن بود . » « 3 » در اينجا ناظرى تيزبين ممكن است بپرسد كه آيا مسأله انتخاب به همين سادگى بود . درست است كه در زندگى جديد انتخاب يك قائم مقام و مشاور براى جانشينى ، مثلا ، رياست يك شركت يا رهبرى يك حزب سياسى بايد در حدى كافى منطقى به نظر برسد . اما جانشينى براى يك فرمانروا يا سلطان در جامعه‌هاى سنّتى معمولا بر پايه خويشاوندى دودمانى و موروثى است و جانشينى يك قائم مقام يا مشاور هر چند نزديك به فرمانروا كاملا خلاف عرف به نظر خواهد رسيد . البتّه اغلب اين بحث مطرح بوده است كه جانشينى براى رهبرى قبيله‌اى در ميان اعراب بر اساس وراثت نبوده و لامنس تا آنجا پيش مىرود كه مىگويد قدرت موروثى و اصول دودمانى از منفورترين

--> ( 1 ) - تاريخ اسلام ، ج 3 ، ص 123 . ( 2 ) - همان ، ج 5 ، ص 477 - 481 . ( 3 ) - و . م . وات . محمد صلّى اللّه عليه و آله سياستمدار و دولتمرد ، ص 35 - 36 .